فصل رشد

آقای دکتر امامی، مدیر مرکز رشد، در آغازین روزهای بهار راه و مسیر مرکز رشد را به تصویر کشیده‌اند. مسیری که در چهار مرحله، به فصل پربار رشد منتهی می‌شود.



اصولاً افراد در دانشگاه امام صادق علیه السلام اشخاص متکثری هستند و هر کدام کارهای فراوانی دارند. ما در مرکز رشد دانشگاه تلاش کرده‌ایم افراد نیروهایشان را متمرکز کنند؛ البته ابعاد شخصیتی مختلفی داشته باشند: ابعاد مطالعاتی، رسانه‌ای، ارتباط بیرونی، شبکه‌سازی و ... ولی همه آن‌ها در یک نقطه متمرکز شود. در حقیقت ما در مرکز رشد تلاش می‌کنیم همه نیروهای یک فرد را متمرکز کرده و نقش ذره‌بین را ایفا کنیم تا اثری شکل بگیرد. وقتی نیروهای یک فرد متکثر هستند، احتمال اثرگذاری کم می‌شود. اما این تمرکز به این معنا نیست که افراد مرکز همانند پژوهشگاه‌ها از صبح تا شب مطالعه کنند و کتاب بنویسد. این رویه فرد را کسل می‌کند. هر فرد در مرکز رشد همچون رنگ‌های رنگین‌کمانی است که تحت تأثیر ذره‌بین مرکز رشد، به نقطه اثرگذاری می‌رسد و این اثر می‌تواند بسط یک گفتمان در جامعه باشد. این اولین فاز و کاری بود که ما در مرکز رشد انجام دادیم.



فاز دو به ماهیت سازمان مرکز رشد مربوط می‌شود که همتای فاز یک در حال پیش‌روی است. چنین سازمانی دو ویژگی دارد: اولاً دانش‌بنیان است، آن‌ هم از نوع دانش نرم، نه دانش سخت. دانش‌بنیانِ نرم با دانش‌بنیانِ سخت به خاطر ماهیت علوم انسانی خیلی متفاوت است. یکی از تفاوت‌هایش در «ابهام» است. در شرکت‌های دانش‌بنیانِ سخت مثلاً می‌‌خواهیم یک دستگاه بسازیم ولی در دانش‌بنیان نرم ابهام وجود دارد و نمی‌توان گفت نتیجه دقیقاً چه می‌شود. بنابراین در این سازمان‌ها تحمل ابهام باید بالا باشد. خود پژوهشگر باید ترسیم کند و بسازد. و ثانیاً مرکز رشد باید متناسب با اسلام و تربیت اسلامی باشد. سازمانی می‌خواهیم که اسلام از همه عناصرش جلوه‌گر باشد و البته اعتقادمان هم این است که هر عنصری از آن اگر غیر اسلامی شود ضربه می‌خوریم و این سیستم از کارآمدی خارج می‌شود. ‌ما در تصمیم‌گیری و شورا، در تبعیت و عدم تبعیت، در نظام پرداخت و نظام فرهنگ سازمانی‌مان اسلامی البته درعین‌حال که دانش‌بنیان هم هستیم. این فاز دو است. این را هم بفهمیم که در ساخت چنین مجموعه‌ای، در ارزشیابی‌مان، در ارزشیابی افراد، اسلامی باشیم. در بازخور دادن، اسلامی باشیم.



فاز سوم در حال کلید خوردن است. ما در مرکز رشد افرادی داریم که تک‌تک مأموریتی دارند و تا حدی هم اثرگذارند. هر یک سازمان هم می‌سازند. اما سازماندهی این مجموعه در مواجهه با مسائل بیرونی که در حقیقت همان نقطه‌هایی هستند که باید اثرگذاری شود، به صورتی منعطف تغییر می‌کند. مثلاً در یک مسئله علمی، یک نفر، دو نفر و یا سه نفر، خورشیدی شکل می‌دهند. این خورشید هدف اساسی‌اش همان اثرگذاری بیرونی است ولی سایر اعضای مرکز رشد به قمرهای این خورشید تبدیل شده و در مسیری که خورشید به رسالت خودش عمل می‌کند و می‌تابد، بقیه نیز از وجود آن منتفع می‌‌شوند. وقتی این تفکر وجود داشته باشد، در نقاط اثر و اثرگذاری، همه افراد حول یک خورشید جمع شده و با پشتیبانی و همیاری این اثرگذاری محقق می‌شود و نقطه‌ای در جامعه تکان می‌خورد. در این ساختار هر کسی خارج از حوزه کاری خودش کار نمی‌کند ولی همه برای هم کار می‌کنند. یکی از بزرگ‌ترین مشکلات ما در ساختاردهی این است که حس می‌کنیم تنها هستیم ولی این تنهایی باید از بین برود ولی نه اینکه دیگران مثل من شوند یا اینکه من مثل دیگران شوم بلکه در کنار هم به یکدیگر کمک کنیم. افراد ما خیلی بزرگ هستند ولی وقتی در ساختارهای دیگر قرار می‌گیرند اجازه شکوفایی نمی‌یابند. در این ساختار، افراد به هم می‌رسند و غوغا می‌کنند. این سازماندهی در فاز سه بسیار می‌تواند کمک کند. آن وقت است که ما یک سازمان دانش‌بنیان مؤثر خواهیم داشت. برای اینکه این مهم محقق شود باید بعضی رفتارهایمان تغییر کند، باید تحمل شنیدن حرف‌های دیگران را در خود افزایش دهیم؛ باید افراد، دغدغه‌هایشان و رشته‌های تحصیلی‌شان را به رسمیت بشناسیم تا بتوانیم سخن بگوییم. البته هر کس باید غیرت رشته علمی خودش را داشته باشد ولی درعین‌حال این حس را پرورش دهد که از دیگران در مسیر مأموریت خود استفاده کند.



شاید فاز چهارمی که به دنبالش بودیم تأمین مالی پایدار داخلی است و این امر کاملاً امکان‌پذیر است. اگر کار یا پروژه‌ای بین‌رشته‌ای باشد، جامع باشد، مسئله واقعی و مسئله انقلاب اسلامی را ببیند، میلیاردها تومان می‌ارزد. گاهی در کشور پول‌های زیادی خرج می‌شود و هیچ اثری هم به دنبال ندارد. کارهای ما در مرکز رشد، فضای فعلی پروژه‌های کشور را تغییر می‌دهد. در وضع کنونی، هر کس پروژه‌ای قبول می‌کند و بعد بحث می‌کند که چگونه این پروژه را انجام دهند و در نهایت هم به نتیجه نمی‌رساند. اما ما حداقل پنجاه تا شصت درصد کار را می‌دانیم، کار را انجام می‌دهیم و بعد خروجی را به نحو احسن ارائه می‌کنیم. کشور الآن به چنین سازمان‌ها و گروه‌هایی نیاز دارد. به نظر می‌رسد بزرگ‌ترین سودآوری، سرمایه‌گذاری در چنین سازمانی است.

 

 

مشاهده دیدگاه ها
تراب زاده
به نظرم گام چهارم ظهور هویت جمعی رشدی است که البته تامین مالی داخلی هم دارد
ارسال دیدگاه