نسیمی از بهشت

سختی اداره جامعه

ما که می‌خواهیم این مملکت را اداره کنیم این‌گونه نیست که همه تابع ما باشند. برخی می‌گویند چشم و تابع‌اند ولی دروغ می‌گویند. آیا باید عده‌ای از مردم را نادیده گرفت؟ خیر، باید آن‌ها را هم در نظر گرفت. ما گاهی از خودمان سؤال می‌کنیم که چرا آقا با عده‌ای مدارا می‌کند؟ چون ما مقطعی فکر می‌کنیم و فکر می‌کنیم که آقا یک خانه را اداره می‌کند درحالی‌که یک مملکت را اداره می‌کند. وقتی می‌خواهیم جامعه را اداره کنیم باید جمعی فکر کنیم. کار جمعی فکر جمعی می‌خواهد و باید حقایق را پذیرفت.

امام خمینی و قبول حقایق

امام در دوران اخیر با بحث انقلاب و ولایت‌فقیه که در بین فقها از زمان شیخ مفید مطرح بوده است معجزه کرد. امام پذیرفت که یک واقعیت‌هایی در جامعه وجود دارد که نمی‌توان آن حقایق را نادیده گرفت. امام نمی‌تواند بگوید که من والی هستم و دیگر هیچ. امام این کلام را از امیرالمؤمنین گرفته است. ایشان امامت را حق خود می‌دانستند و حرف‌هایشان را زدند ولی قهر نکردند. بعد از 25 سال آمدند مسجد و خطبه خواندند «لولا حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر و ما أخذ الله علی العلماء أن لایقاروا علی کظه الظالم و لا سغب المظلوم لألقیت حبلها علی غاربها ولسقیت آخرها بکأس أولها». حال که جمعیت هجوم آوردند و مردم بیعت می‌کنند و حجت بر من تمام شد که شما کمک می‌کنید و اینکه خدا هم از علما عهد گرفته است که مبادا در مقابل ظالمان سکوت کنند، من حکومت را قبول می‌کنم و الا من کاری به حکومت نداشتم. امام خمینی هم همین طور عمل کردند. مردم آمدند من یادم است که چند روز به انقلاب مانده بود و زندانیان از اوین و زندان قصر فرار می‌کردند و نگهبان‌ها هم کاری با آن‌ها نداشتند... ما رفته بودیم با آقای طالقانی این صحنه‌ها را تماشا کنیم که یک خانمی کاملاً بی‌حجاب خطاب به ما گفت که تبریک می‌گویم این انقلاب را یعنی این‌گونه افراد هم وارد میدان شده بودند و انقلاب را همه پذیرفته بودند و با انقلاب بودند. رهبری یک جامعه‌ای که اختلاف سلیقه‌ها وجود دارد سخت است.

مسیر رشد

«و لمن صبر و غفر ان ذلک لمن عزم الامور» انسان باید صبر داشته باشد و تحمل مشکلات کند و گذشت داشته باشد چرا که رسیدن به هدف و رشد کردن مشکلات دارد و باید از مشکلات چشم‌پوشی کرد و راه را ادامه داد زیرا این از نشانه‌های داشتن عزم و اراده است. اگر این‌گونه عمل کنید خواهید دید که چقدر پیشرفت می‌کنید. باید از امیرالمؤمنین فراگرفت و راه ایشان را ادامه داد. راه سختی است ولی توأم با پیروزی و رشد است. پس اولاً باید به عالم وجود و حقایق آن خوش‌بین بود؛ یعنی حقایق آن را به صورت کامل پذیرفت. دوم اینکه بنده خدا باشید و عبادت کنید و هرچه او خواسته انجام دهید. درس به تنهایی کافی نیست و به رشد نمی‌رسید. رشدی که قرآن نام می‌برد رشدی است که با عبادت همراه است یعنی اعتکاف هم می‌خواهد، نماز شب هم می‌خواهد نافله و جماعت اول وقت هم می‌خواهد. در دانشگاه امام صادق (ع) که هر روز نماز جماعت هست اگر کسی شرکت نکنید این رشد نیست سقوط است. بهانه هم شیطان زیاد به دست ما می‌دهد که مثلاً این امام جماعت عادل نیست و... این اخوی ما حاج آقای باقری در راه برگشت به کن اگر وقت نماز برسد هر مسجدی که سر راه باشد نماز را آنجا می‌خواند. گاهی من به ایشان می‌گویم که شما این امام جماعت را می‌شناسید؟ ایشان می‌گویند که بله آدم خوبی است. شیعه است. سوم اینکه به پدر و مادر و کسی که شما را تعلیم داده است احترام بگذارید. پس با رشد خود ماندگار شوید و ان‌شاءالله با ماندگاری شما این دانشگاهی که با قصد قربت تأسیس شده ماندگار شود.

مشاهده دیدگاه ها
ارسال دیدگاه