یک تجربه ی بیست

ماجد ناجی از هشتادی‌های دانشگاه,و مشغول به تحصیل در رشته‌ی مدیریت استراتژیک دانشگاه شهید بهشتی است. کمال‌گرایی، نونگری، خلاقیت بالا، نگاه سیستماتیک و عرق و عصبیت برای تربیت و تعلیم  از ویژگی‌های ممتاز ایشان است.

سایت ماجد، مجموعه‌ی رسانه‌ای آوای رشد و محصول حقیقت مدیریت و از همه مهم‌تر، تربیت جمع قابل توجهی از دانشجویان با این سبک و سیاق, از خدمات ماندگار و ارزشمند ایشان است.

متن ذیل تجربیات ذی‌قیمتی است که ایشان در قالب بیست نکته و توصیه توجه دانشجویان را به آن جلب کرده‌اند.به نظر این نکات برای همه‌ی رهجویان طریقت کشف و فهم مفید فایده است...

برای آغاز هیچ‌چیز بهتر از آنچه ونه گات در مراسم دانش‌آموختگی دانشگاه MIT گفت، ندارم؛

اگر می‌خواستم برای آینده شما فقط یك نصیحت بكنم، مالیدن كرم ضدّ آفتاب را توصیه می‌كردم!

آثار مفید و دراز مدّتِ كرم ضدّ آفتاب، توسط دانشمندان ثابت شده است درحالی‌که سایر نصایح من، هیچ پایه و اساس قابل اعتمادی جز تجربه‌های پر پیچ و خمِ شخص بنده ندارند.

و اما نکته‌های من؛

1.      دانشجو باشیم و مهم‌ترین شغل و نقش خود را دانشجو بودن بدانیم؛ درست است که هر انسان، در هر لحظه، وظایف و نقش‌های متفاوتی دارد، اما یکی از آن‌ها باید در اولویت باشد؛ این اولویت در زمان حال، برای ما، دانشجویی است. نگذاریم فعالیت‌های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... بر این سایه افکند. حیف است دانشگاه را انتخاب کنیم و دانشگاه نباشیم، چرا که بهترین لحظات عمر خود و دیگران را تلف خواهیم کرد.

2.      تمام وجود خود را وقف دانشجویی کنیم؛ بزرگی می‌گوید تمام خود را در اختیار علم قرار دهید تا علم، تمام خود را در اختیار شما قرار دهد. موفقیت از آن آدم‌هایی است که همه توجه و تمرکز خود را مصروف امری کنند. تا درون آب نپریم، شنا کردن ممکن نخواهد بود.

3.      آزادانه دانشجویی کنیم؛ بهترین غذا، برای شکم سیر، سنگینی و سوءهاضمه می‌آورد؛ تشنه و بی‌تاب آب هم که باشیم، اگر کسی سرمان را در آب فرو کند، به جای سیراب شدن، خفه می‌شویم. آب کم جستن و تشنه‌تر بودن، جوشش آب را به ارمغان خواهد آورد. سؤال و تفکر، خلأ ایجاد می‌کند و جاذب علم می‌شود. همه مصیبت‌های دانشجویی از آنجایی آغاز می‌شود که حس تشنگی و گرسنگی را از دست می‌دهیم و بهترین و لذیذترین غذاها هم حسی در ما برنمی‌انگیزد.

4.      باسلیقه باشیم؛ فرایند دانشجویی، شبیه تولید خودرو، استاندارد و یکی برای همه نیست؛ برخی با خواندن بیشتر می‌آموزند، برخی با شنیدن و برخی با درگیر شدن. برخی بر اجرا و عملی‌سازی تأکید دارند و برخی بر بحث نظری. برخی ... . فراموش نکنیم، هر چقدر هم نظام‌های آموزشی ما غیر منعطف باشد، اگر بخواهیم می‌توانیم سلیقه خودمان را حاکم کنیم.  در تربیت خودمان فعال باشیم، نه منفعل؛ و لذت ببریم از یک دانشجویی باسلیقه.

5.      برند فردی داشته باشیم؛ کاری کنیم که در نگاه دیگران، سخت‌کوش، جدی، بااراده، مسئولیت‌پذیر، تمام‌کننده، دقیق، قابل‌اعتماد، مؤدب و ... به نظر برسیم؛ اگر این ویژگی‌ها را الآن در خود نپرورانیم و دیگران نمودش را در ما نبینند، هیچ زمان دیگری چنین اتفاقی نخواهد افتاد. برند فردی حاصل سال‌ها تلاش است.

6.      با حرفه‌ای‌ها و برترین‌ها کار کنیم؛ کار با آدم‌های کوچک و متوسط، فکر و ذهن و عزم را کوچک می‌کند. از همین حالا دنبال بهترین‌ دانشجوها، بهترین دانش‌آموخته‌ها، بهترین استادها، بهترین سازمان‌ها، بهترین ایده‌ها، بهترین کتاب‌ها و ... باشیم. در سرزمین کورها، یک‌چشم پادشاه است. در ملک بینایان ساکن شویم.

7.      عالی باشیم؛ و به عالی بودن عادت کنیم. عادت به متوسط بودن، طراوت درخت زندگی را می‌خشکاند. در جستجوی عالی بودن است که تمایز خود را می‌یابیم.

8.      هر چه زودتر عاشق شویم؛ هیچ‌چیز بدتر از زندگی بدون عشق نیست؛ تولد دوباره ما زمانی است که در میان انبوهی از کارهایی که یکی از یکی بهترند، بخواهیم یکی را انتخاب کنیم؛ زندگی عاشقانه، یعنی به سر دویدن و با نهایت شور و اشتیاق، به سمت بزرگ و بزرگ‌تر شدن حرکت کردن.

9.      نوآوری خود را هدر ندهیم؛ برای همه ایده‌های خود، آستین‌هایمان را بالا نزنیم. آن‌ها را در جایی بنویسیم، با آدم‌های مختلف، در موردشان بحث کنیم، اما عملیاتی‌شان نکنیم. بذر خوب، زمین خوب می‌خواهد. ایده‌ای که بخواهید برایش زمین بسازید، مثل دکمه‌ای است که می‌خواهید برایش کت بدوزید. ایده‌هایمان را بگذاریم برای اجرا در سازمان‌های حرفه‌ای. بسیاری از ایده‌ها، اختراع مجدد چرخ است و اتلاف وقت و انرژی جوانی.

10.   به نیازهایمان احترام بگذاریم؛ قوت جوانی باعث می‌شود بتوان بر بسیاری نیازها فائق آمد؛ اما دیر یا زود نیاز، در جای دیگر سر، باز می‌کند و دیگر نمی‌شود برایش کاری کرد. نیاز به هنر، نیاز به ورزش، نیاز به نوشتن، نیاز به اجرا، نیاز به ازدواج و ... ؛ و البته نیک می‌دانیم که فرق است میان نیاز و هوس و ... ؛ و فراموش نکنیم مرتفع کردن برخی نیازها یک ساعت، برخی یک روز، برخی یک ماه و برخی یک سال و برخی ده سال زمان می‌برد. پس، برای بعضی، باید زود دست به کار شویم.

11.   فرصت دیدن را از خود نگیریم؛ طبیعت انسان بر کنجکاوی و سؤال، بنیان نهاده شده است. این حس را در درون خود زنده نگاه داریم. به داده‌های دست دوم اکتفا نکنیم. از پشت دیوار کتاب‌ها و از دریچه چشم دیگران، دنیا را نگاه نکنیم. دانشجوی علوم انسانی، باید با انسان‌ها نشست و برخاست داشته باشد و نه خطوط کتاب‌ها. غذا را باید خود چشید و مزمزه کرد، سؤال از طعم غذا، کمکی به ما در فهم آن نخواهد کرد. برای این دیدن، از منطقه امن خود فاصله بگیریم. بسیاری از واقعیت‌ها و حقایق، بیرون از این منطقه امن، به چشم می‌آید و برخی بت‌های ذهنی‌مان را ویران خواهد کرد.

12.   به ذره‌ذره علایق و استعدادهایمان احترام بگذاریم؛ همه ما پیکره تراش وجود خویش هستیم، ذره‌ای این طرف یا آن طرف را چکش زدن، به قطع عضو خواهد انجامید. یادمان باشد، هیچ قسمت خود را به خاطر شبیه دیگران شدن، واگذار نکنیم. شاید دقیقاً همان قسمت، عامل تمایزبخش ما باشد.

13.   قطب‌نما را برداریم؛ مسیر رشد و پیشرفت، بیش از نقشه، نیازمند قطب‌نماست. نقشه، حاصل رفت و آمدهای انسان‌ها در یک مسیر است. حال آنکه، مسیر زندگی هر فرد، تنها یک بار و توسط خود او پیموده می‌شود. هر چند بخش‌هایی از آن، شبیه مسیر دیگران است و می‌شود از آن بهره جست.

14.   با خود، همراه داشته باشیم؛ تقریباً هیچ کار بزرگی، جز به همراهی و همکاری تعداد زیادی از افراد، محقق نخواهد شد. ما نیازمند طیف کاملی از آدم‌ها هستیم؛ از تأمین‌کننده تا تکمیل‌کننده، عرضه‌کننده و ... . همین لحظه‌هایی که در آن زندگی می‌کنیم، زمان یافتن و ساختن همراهان است.

15.   تصمیم بگیریم و دعا کنیم مفید باشیم تا مهم؛ مملکت ما بیش از آدم‌های مهم، نیازمند آدم‌های مفید است؛ هر چه مفیدتر، بهتر.

16.   تولید و مصرف انرژی‌مان را مدیریت کنیم؛ بسیاری از کارهایی که در دوران دانشجویی انجام می‌دهیم، انرژی‌مان را تحلیل می‌برد. همین است که بعد از چند روز، چند هفته، یا چند ماه، حال هیچ کاری را نداریم. بر خلاف آنچه به نظر می‌رسد، مطالعه و یادگرفتن و کلاس رفتن، انرژی مصرف می‌کند و نوشتن و یاددادن و خلق محصول، انرژی تولید می‌کند. پس سعی کنیم مولّد باشیم؛ فکر نو، حرف نو و محصول نو.

17.   دوچرخه یا موتور بخریم؛ اگر لازم است هر روز مسیر زیادی را طی کنیم، هر چه زودتر وسیله‌ای برای رفت‌وآمد تهیه کنیم؛ رفت‌وآمد دانشگاه، جذب و عرضه دانش است. جذب دانش، یعنی خواندن و فهمیدن و جزوه نوشتن و خلاصه کردن و ... . عرضه دانش، یعنی ارائه مطلب و مقاله نوشتن و ... . این‌ها، کار هر روز ماست. پس باید وسیله‌ای برای آن تهیه کنیم؛ سعی کنیم مهارت‌های پایه خود را در زمینه‌های  نقشه ذهنی، تندخوانی، تایپ، جستجو، کامپیوتر، طراحی، نرم‌افزارها و ... بالا ببریم. این مهارت‌ها چنان پایه‌ای هستند که افرادی که این دو دسته مهارت خود را تقویت کرده‌اند، نه در دوران دانشجویی که در تمام دوران کار و زندگی، از دیگران پیشی می‌گیرند.

18.   عکاسی را یاد بگیریم؛ عکس گرفتن، یادمان می‌دهد افراد در مواجهه با آدم‌ها یا سازمان‌ها از آن‌ها عکس می‌گیرند و بر اساس آن، قضاوت و رفتار می‌کنند. عکاسی کردن اهمیت لحظه‌ها، ظرافت‌ها و کامل بودن‌ها را در ما ملکه و درونی می‌کند.

19.   جا و مسیرمان را در طیف نظری، عملی پیدا کنیم؛ همه ما بر اساس میزان علاقه‌ای که به حوزه عمل یا نظر داریم، در جایی از این طیف قرار می‌گیریم و البته در طول زمان، تغییراتی را در جایی که قرار گرفته‌ایم احساس می‌کنیم. فراموش نکنیم مباحث نظری تنها هنگامی ارزشمند است که به روشن شدن موضوعات تجربی کمک کند و ما به نظریه‌ها نیازمندیم تا ما را در درک واقعیات یاری کنند؛ و از یاد نبریم همه تصمیمات عملی بر مبنای برخی فرض‌های نظری استوارند. ورود به دانشگاه و آن هم در سطح تحصیلات تکمیلی، بدان معناست که می‌خواهیم خود را بیشتر به فهم مباحث نظری مجهز سازیم.

20.   بانشاط باشیم: هیچ‌چیز بدتر از پذیرایی از یک عده آدم سیر، خنداندن عده‌ای ماتم‌زده و به حرکت درآوردن تعدادی مجسمه نیست. چنان بانشاط و مشتاق باشیم که هر صاحب سخنی را به ذوق آوریم و او را به بیشتر و بهتر گفتن تشویق کنیم.

مشاهده دیدگاه ها
رضا
سلام استاد نکاتتون خیلی جالب و جاذب بود ولی برخی کلان و راهبردی و برخی ریز و تکنییاست که بهنظرم میشه تکنیکی ها رو توی راهبردی ها به عنوان مصداق قرار داد.برام ارزشمندین استاد .روزتون هم به تون تبریک می گم
نادر
سلام آقا ماجد. گواهی می‌دهم که عمل و رفتار شما مانند همین گفتارتان بوده و هست. امیدوارم همیشه سالم و معلم بمانید.
نادر
سلام آقا ماجد. گواهی می‌دهم که عمل و رفتار شما مانند همین گفتارتان بوده و هست. امیدوارم همیشه سالم و معلم بمانید.
ارسال دیدگاه